جیگر مادر و بابا

پدرانه، دخترانه، مادرانه

1391/8/15 12:41
نویسنده :
350 بازدید
اشتراک گذاری

اسب تو خوب نیس،

اسب بابایی بهتره

ببین چقد اسبش بلنده.

بابایی تند برو،

مادر تو هم بیا سوار شو!

بابایی برو کنار مبل وایسا

اینجا ایستگاه قطا... نه ایستگاه اسبه!

 

پ ن 1: بابایی می خواد بشینه و تو اسب سواری!

پ ن 2: بابایی نماز می خونه و تو اسب سواری!

پ ن 3: بابایی داره حرف می زنه و تو اسب سواری!

پ ن 4: بابایی تلویزیون می بینه و تو اسب سواری!

پ ن یکی مونده به آخر: وقتی بابایی یه بوس می خواد تو پا میذاری به فرار!

پ ن آخر: وقتی بابایی خوابیده شروع می کنی به بوسیدنش!

 

 

من که نتونستم برا خرس پاندا و خرگوش چوبی، الاکلنگ بسازم،

فقط تونستم از دیدن تاب تابی که براشون ساختی لذت ببرم! تعجب  بغل  ماچ

 

 

جنس تاب تاب از نوع ماسک جوجه ایی می باشد!

خرس پاندا تو همه بازی ها شرکت دارن! بنابراین حداقل هفته ای سه بار گم میشن!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

آزاده
15 آبان 91 12:42
طفلی بابایی

ای جان به این خلاقیتت کوثر جونم. میشه منم بیان تاب بازی




ممنون از حضورت مهربونم
مامان ماهان
15 آبان 91 13:33
سلام.ایول زدی به هدف.دیشب ما هم برنامه ها داشتیم با اسب سواری ماهان و باباش.اتفاقا خیلی هم به ما خوش میگذرد مگه نه مادرجون.ولی خوب دیشب جلوی مادرشوهر گرامی بود و ما باید تذکر میدادیم :ماهان جان بابایی را اذیت نکن(صرفا جهت خودشیرینی جلوی مادر شوهر)حالا اگه عمری باقی بمونه عروس جانمان تلافی مینمایند.


سلام دوستمممممممم
خیلی باحال نوشتییییییییییی
آره خیلی خیلی خوش میگذره
چه بامزه بود قضیه مادرشوهر!
چند شب پیش کوثر هوس کرده بود پدرشوهرمان اسبش شود ولی ما هی تذکر دادیم که نه خوب نیس. شما سوار نشو. و این در حالی بود که پدرشوهرجانمان در موضع اسب بودن قرار داشت.
محبوبه مامان الینا
15 آبان 91 13:58
قلم قشنگ و دلنشینی داری لینکت کردم عزیزم


ممنونم دوستممممممممممممم
شما هم به لیست دوستانم اضافه شدید
مامان تارا
15 آبان 91 16:08
ای جان این بازیهاشون چقد بامزه است. اسب که خوبه خواهر تارا بعضی وقتها یه چیزی پرت میکنه میگه مامان یعنی تو (روم به دیوار) س.گ.ی بدو برام بیارش


از دست تو مامانییییییییییییییییییی
وای چقد خندیدمممممممممممم
مامان پریسا
15 آبان 91 16:16
از وسایل کمال استفاده بردن هنر میخواد هاااا

افرین کوثری


مرسی عزیزم
مامان نیایش
15 آبان 91 18:01
قربون این دخمل گل و نازم الهی الهی
(به قول عمو قناد
نیایش هم دقیقا همین جوریه با بابایی
دخترا می خوان برا بابا نـــــــــــــــــــــــــاز کنن دیگه الهی سایه همه باباها رو سر دخترای گلشون رو سر خانواده هاشون باشه همیشه الهی آمین


ممنونم عزیزممممممممممم
وای وای وای یه نازی داره برا بابایی که نگوووووووووووووووو
الهی آمین
مامان زینب
15 آبان 91 20:12

ماشالله هزار ماشالا به خلاقیت دخترکمون


متشکرم مهربون مامانی
عمه اریسا کوشمولو
15 آبان 91 20:49
عزیزدلللللللللللم بووووووووس یه عالمه


ممنونم عزیزممممممممممم
تک خاله کوثر جوووووووني
15 آبان 91 23:45

ايشششششش .... ما دهه شصتي ها توي خواب هم اسب نديديم چه برسه به اينکه سوار شيم.... ما اون موقع ها پاموون رو هم جلوبزرگتر دراز نمي کرديم
مگه
نه ... ولي جدأ تاب تابت منو هم متعجب ساخت ... گرچه اين هوش و درايتت رو تک .... ت برده
جاي خالي رو خودت پر کن....آخه ميدوني که, من بگم ميشه يه جور ريا


فک کنم دهه ی 30 یا 40 ها جرات پا دراز کردن نداشتن نه شمایی که خودم بزرگت کردم! نذار لوت بدم
حالا این تعریف از دخترم بود یا خودت؟؟؟
مریم (مامان آرینا)
16 آبان 91 0:24
وای چقدر قشنگ نوشتی بی تعارف میگم،آفرین به این دخمل باهوش وزرنگ


متشکر از لطفتون مهربون مامانی
مریم مامان عسل
16 آبان 91 4:51
ای وروجک!
دخترا خوب بلدن تو دل باباها اساسی جا باز کنن برای خودشون!


زدی به هدف!
mamanebaran
16 آبان 91 10:09
عزيزم ، قربون اون حرف زدنت كه براي بابايي مهربونش خودشو لوس ميكنه ، واي خدا جونم تاپه خوشگلشو ببين ، دلم ميخواد محكمه محكم بغلت كنم ، 1500000000000000000000000000000000000000000000000 تا بوس براي كوثر جونمممممممممممم


ممنونم عزیزممممممممممممممم از این نظر خوشگلللللللللللللللللت
ستاره زندگی
16 آبان 91 17:54
دختره که برای بابابی اش خودش رو لوس میکنه
آفرین به این خلاقیت


ممنون مامانیییییییییییییی
مهسا
16 آبان 91 22:21
دقیقا مثل مهرسا که شبا بابایی میاد یه چند دوری اسب سواری میکنه یه وقتایی منم مجبور میکنه سوار بشم .طفلی بابایی یه چند وقته کمرش درد گرفته هر چیم به مهرسا خانوم میگیم گوش نمیده که نمیده باید حتما اسب سواری کنه.


طفلی بابایی ها
اینم برای مهرسا خانم خوشگل و شیرین
یاسمین مامان سورنا
22 آبان 91 15:37
همه ی نوشته هات رو خوندم و از همه شون کلی لذت برم یه کم روحیه ام عوض شد خدا خیرت بده خواهر
البته پی نوشت ها رو هم خوندما خیلی هم جالب بودن


مرسی عزیزم که اومدی و وقت گذاشتی و خوندی
خوشحالم که روحیه ات عوض شد دوست خودم