در هوای علی ...
عید اکمال دین،
سالروز اتمام نعمت
و هنگامه اعلان وصایت
و ولایت امیرالمومنین، امام علی علیه السلام تهنیت باد.

دین چیزی کم داشت و فاصله اش تا کامل شدن، علی علیه السلام بود...
بازوی علی علیه السلام را گرفت و بالا برد.
آسمان، همپای او قد کشید.
نسیم، در گوش آسمان زمزمه می کرد:
« هر کس من پیشوای اویم، علی علیه السلام پیشوای اوست...»
جبرئیل فرود آمد. بوی خوش پیامش، زمین را عطرآگین کرد.
خدا او را با عهد بزرگی فرستاده بود؛ عهد ولایت.
هیچگاه زمین بی حجت نمی ماند.
آری! وقتی دستان محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام در آسمان اوج گرفت
و به هم رسید، برکه غدیر، اشک شوق جاری کرد.
غدیر، همه همهمه ها را می شنید:
«بیعت می کنیم با دلهای خود و جان های خود و دست و زبان خود...»
گیسوان بلند نخلستان ها در هوای علی علیه السلام وزیدن گرفت.
گل از روی گل شکفت و دل های خسته و بی رمق روزگار، سرشار از شادمانی شد.
این روزها فکر کردن به این عید یعنی
یادآوری روزهای بودنت
و نبودنت....
سالگرد ازدواج من و بابایی....
چشمای خیس من و بابایی و کوثر....
اولین تشنج کردنت.....
دلتنگی برای کوثرم.....
دستم رو به آسمون که خدایا.....
خدایا!
هنوز تلخیه اون روز و روزهای بعدش به جا مونده...
چشمم رو می سوزونه و ...
خدایا!
به خاطر همه ی مهربونیات شکر....
عید بزرگی در راهه و مطمئنم که باز متولد شدم....

در هوای علی ...
