جوجه رو بده....نه جوجه خودمه!





عید قربان بود و کوثر خانم و عسل جون و یه جوجه خوشگل!
اینا، ببینیدش. توییتی یه!

کوثر جون دلش می خواست اون جوجه رو بغل کنه و باهاش بازی کنه
اما خب عسل جون هم دلش می خواست جوجه همش پیش خودش باشه

کوثر خانم ناراحته که نمی تونه جوجه رو داشته باشه
و میگه: من حوصله ام سر رفته! 
عسل جون پاشو با هم بازی کنیم
قایم موشک خوبه؟

کوثر خانم چشم میذاره و می شمره و آبجی جونش هم میره قایم میشه.
یک ، دو ، سه ...... ده
اومدم عسل جووووووووووووون.....

وای پیدات کردمممممممممم....
اما انگار عسل خانم زیاد حوصله بازی نداره
و دوست داره فقط با جوجه اش باشه! 
دخترکم میگه: مادر جون من برم قایم بشم تو پیدام کنی؟

و حالا مادر می شمره : یک ، دو ، سه ...... ده. اومدمممممممم
کجا قایم شدی موش موشک من؟
پیدات کردم ناقلاااااااااااااااااااااا 

عسل خانم دوست داره تی وی ببینه
کوثر جون هم که خواهرشو خیلی دوست داره میره پیشش میشینه

قربونه دخملای خودم که محو تی وی شدن
پاشین نازگلای من که وقت ناهاره 

ناهار نوش جان خوشملای مامانی
هر دوتون هم که هی وسط غذا آب می خورین! نه؟ 

کوثر خانم میگه:
مادر جون حالا من و عسل جون قایم می شیم تو بیا پیدامون کن...
و من فدای شما سه تا جوجه
که متوجه حضور من هنوز نشدین! 

سُک سُک....سُک سُک.....پیداتون کردممممممممممممم
و حالا صدای جیغ و خنده و بعدشم فراااااااااااااااااااار

بازم محو تماشای تی وی
این بار از نوع شبکه ی پویا

باز خوب شد که علی جون هم باهاتون بازی کرد
شما دو تا فرار می کردین و علی جون هم دنبالتون...
و جوجه ی عسل جون هم همچنان بهش چسبیده بود!

به به به کوثر خانم رو ببینین
بالاخره جوجه رو به دست آورد!
آهاااااااااااان آخه عسل جون خوابیده... 

و خانم خانما تونست بالاخره با این جوجه کوچولو بازی کنه
و شاد باشه و ژست بگیره و به دلش نمونه! 

حالا یکی بیاد و این جوجه رو از دخترم جدا کنه!
الان عسل جون بیدار میشه و جوجه شو میخواد!!!!

پی نوشت اول: الان اینجا داره بارون میاد! و هوا خیلی سرده!
پی نوشت دوم: فایل صوتی بسیار زیبای مناجات با آقا امام زمان (عج) که قسمتی از اون در پست "جشن شكوفایی ایمان و یقین" آمده است رو می تونید از اینجا و یا از اینجا دانلود کنید...من که دارم روزی صد بار بهش گوش می کنم
. حس خوبی میده! ... اللهم عجل لولیک الفرج

جوجه رو بده....نه جوجه خودمه!
