جیگر مادر و بابا

هدیه های الهی دوستون دارم

  خدایا شکرت بخاطر هدیه هایی زیبایی که به ما عطا کردی بالاخره فرصتی پیش اومد که برای فرشته های نازمون مهمونی بگیریم       بقیه عکسا در ادامه مطلب خونه رو برای عزیزای دلمون تزئین کردیم   قربونه تو فرشته ناز خودم بشم که چقد برای این مهمونی ذوق کردی     من به فدای ناز خوابیدنت بشم که همیشه آروم و بی سرو صدا به خواب میری     کوثر جون و داداشی     عزیزم دختر نازم انشالله جشن عروسیتو ببینم     خوشگلای من تولدتون مبارک ...
5 آذر 1390

روز عرفه روز همجواری با عرش الهی

    دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است، لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها، از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.   امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء سلام مامان مهربون امروز روزیه که خدا به دعا امر و...
15 آبان 1390

دحو الارض را از دست ندهید!

  دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذی القعده (یکشنبه، اول آبان)، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید. فرصت‌های معنوی در زندگی بشر ، نعمت هایی هستند که جسم و روح مان را نوازش می دهد و موجبات شادمانی و آرامش را فراهم می سازد. دحو الارض نیز از همین گونه است. پس قدر این فرصت طلایی را بدانیم. ادامه....   ...
30 مهر 1390

سمت خدا

  در سمت توام...دلم باران ...دستم باران ...دهانم باران ...چشمم باران روزم را با بندگی تو  پاگشا می کنم هر اذانی که می وزد...پنجره ها باز می شوند... یاد تو کوران می کند هر اسم تو را که صدا میزنم... ماه در دهانم هزار تکه می شود کاش من همه بودم، با همه دهانها تو را صدا می زدم کفشهای ماه را به پا کرده ام دوباره عازم توام تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند... از شادی من است زندگی با توست... زندگی همین حالاست   http://ch3.ir/samtekhoda/   سلام مامانا برنامه سمت خدا رو میبینید؟ بخصوص روزای چهارشنبه که...
26 مهر 1390

دعایت می کنم امشب

    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی   بفهمی زندگی بی عشق نازیباست   دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی   به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی   بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها   بخوانی نغمه ای با مهر   دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند   دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی   بیاید راه چشمت را   سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر   دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی   ...
26 مهر 1390

حسرت دیدار نگار...

عزیزدلم، کوثر جونم دو روز دیگه آقاجون راهی دیار عاشقان میشن و حسرتش برای ما میمونه. حسرت هم داره. هر وقت هر کی می خوا د بره درگیر هستم! هروقت هم که می خوام برم، گیر هستم. این سفر سفریه که در اون اوج لذت هس. امروز تمام آرزوها ی دلم را روانه حرم حبیب کردم. باشد اویی که از آشکار و نهان ما با خبر است خود همه را برآورده سازد. دیگر این چشم ها برا خودم نیست. دیگر اشک را نمی توان کنترل کرد. دیگر دل آرام نمی گیرد. دیگر طاقت دوری نگار را ندارم. می خواهم با تمام وجود او را به آغوش بکشم، هرچند نیک می دانم لیاقتش را ندارم. امروز دلم را روانه کردم، هرچند جسم ناتوانم هنوز در این تبعیدگاه باقی مانده...
26 مهر 1390

یه جشن تولد کوچولو و ...

  قربونت برم کوچولوی نازم عروسک من خیلی دوست داشتم امروز یه جشن تولد مفصل برات بگیریم اما باید تا تولد داداشی صبر کنی خوشگلم.... دیشب چه ناز گفتی فردا فردا...از اینا بزنیم....کیک بخریم...تبلد تبلد تبلدت مبالک عزیزدلم امشب یه جشن کوچولو  با یه کیک کوچولو برات میگیرم یکی یه دونه خودم... فدات بشم که خیلی حوصله ات سر میره و دوست داری همش در کنارت باشم و باهات بازی کنم مثه الان که با دفتر نقاشی و مداد رنگیهات اومدی و همش میگی مادر نخاشی بتشه   مامان تو آشپزخونه داره غذا میپزه مزاحمش نمی شم گرسنم شده کم کم میگم مامان ببخشید به من غذا نمیدید می...
25 مهر 1390

تولد دو سالگیت مبارک!

    امروز هوا دوباره ، حس قشنگی داره نم نم عشق و مستی ، از آسمون میباره تولدت مبارک ، ای گل گلدون من هزار سال زنده باشی ، بسته به تو جون من     کوثر جونم تولدت مبارک ...
23 مهر 1390