جیگر مادر و بابا

ولادت امام حسن (ع) مبارک

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند! سلام بر لب‏ های رسول الله که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد! سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏ السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد! سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی! سلام بر تو، شباهتِ بی‏ شائبه محمدی! سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست....     یه کم روزانه در ادامه ی مطلب چقد جیک جیک می کنی؟ مگه کله ی گنجیشک خوردی؟ از صبح حرف میزنی تا شب الانم ایستادی رو صندلی،...
11 مرداد 1391

بابایـــــــــــــــــــــــــــــــــی!

    به بهانه ی این روزها..... امام علی (ع) می فرمایند: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ، و صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ روزه دل، بهتر از روزه زبان و روزه زبان، بهتر از روزه شکم است. غرر الحکم: 5890 و دیگر این که...... چقدر زیباست اگه همیشه خودمون رو شاگرد هستی بدونیم اونوقت براحتی از کارهای یه نی نی هم می تونیم درس بگیریم!   ادامه این موضوع و وروجک بازی های دخترک در ادامه ی مطلب....   من قربونه تو دخترک نازم که همیشه خیلی چیزا رو بهم یاد میدی بابایی کمی کسالت داره و من غصه دار بودم اما تو خوشحالتر ا...
11 مرداد 1391

حافظه تصویری شنیداری

کوثرجون 10 ماهه و آقا جون و جنگل شمال و رمضان 89   یادمه وقتی 10 ماهه بودی با شنیدن صدای اذان و قرآن می گفتی: اللَـــــــــــــه   با آقا جون اینا رفته بودیم خرید، غروب بود، از یه امامزاده قرآن پخش می شد و ما حواسمون به خرید بود اما تو گفتی: اللَــــــــــــه همیشه خیلی چیزا رو از تو دخترنازم یاد گرفتم     کوثر جون 13 ماهه و خونه ی آقا جون و آبان ماه 89   و وقتی 13 ماهه بودی به یه برچسب که روش نوشته بود: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اشاره کردی و گفتی: اللَــــــــــــــــه . اون موقع خونه ی آقاجون بودیم .   از همون موقع ...
8 مرداد 1391

افطاری...

بخت امسال چه با من یار است عطشت را عطشم غم خوار است "به فدای لب عطشان حسین" اولین ذکر پس از افطار است   خب معلومه که وقتی سه روز مداوم از صبح تا شب اینجوری باشی                         بعدشم باید به تلافیش سه روز بعدش رو اینجوری بگذرونی                             با این مادرجون هستما البته شماها که هیچوقت خودتونو اینجوری اذیت نمی کنین. مگه نه؟  خب اینم حال و احوالات من در این...
7 مرداد 1391

برای دلتنگی...

شاید جمعه ای دیگر..... جمعه ای بود و گذشت و در حصار شایدها باز ماندیم. آنقدرها هم که گفتیم و شنیدیم منتظر نبودیم! کاش سلامتی و فرج آقامون رو در لحظه ی افطار از میزبان این روزها بخواهیم.   یکی از اون شبایی که می رفتیم تپه نورالشهدا دخترم از ذوق و شوق رفتن اینجوری شاعر شده بود: کد آهنگ  و این تقدیم به آقاجون و مامان جون ...
7 مرداد 1391

خرگوش من

اول اینو بگم که عکسای این پست به داستان این پست زیاد ربطی نداره  فقط چون دوستشون داشتم گذاشتمشون      این روزا دخترک همش مثه خرگوش می پره  از روی دسته ی مبل می پره روی مبل  از روی مبل می پره روی زمین  از روی زمین می پره روی چهارپایه  از روی چهارپایه می پره روی زمین    و آخرین رکودش تا به امروز پریدن از روی کمر مادرجون بوده! چجوری؟ توضیح میدم الان! مادر جون نماز میخوند، همین که رفت سجده، دخترک به سرعت اومد و نشست روی کمر مادرجون به شعر خوندن بعدش ایستاد و شروع کرد به تشویق کردن و  کف زدن برا خودش  و بعد از اونجا...
2 مرداد 1391

رمضان، ماه غوغای عفو و غفران!

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،  اللهم اغن کل فـقـیـــر،  اللهم اشبع کل جائع،  اللهم اکس کل عریان،  اللهم اقض دین کل مدین،  اللهم فرج عن کل مکروب،  اللهم رد کل غریب،  اللهم فک کل اسیر،  اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین،  اللهم اشف کل مریض    پروردگارا! صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوع مان، بهانه ی تماشای یک نگاه ناز توست؛ دریغ مان مدار. تشنه ی آب و گرسنه ی طعام نیستیم.  ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات!   باقیات صالحات مجازی   چیست؟ (کلیک کنید)  ...
1 مرداد 1391

لبخندت برنده شد!

  عشق را خنده ی زیبای تو معنا کردم...   با تشکر فراوان از مدیریت نی نی وبلاگ، که لبخند زیبای فرشته ی من برنده ی 2000 بار نمایش تصادفی درمنوی کاربران نی نی وبلاگ شد. ...
31 تير 1391

باز هم جلوه ی بی انتهایی دیگر

بازم چند روز و چند شب در جایی که فارغ می شوی از نیرنگ های دنیا زیبایی، زیبایی و زیبایی خدا، خدا و خدا من و دل و تو و کوه و ابر و آسمان و درخت و خاک و باران و چه ناچیزم من که آن همه زیبایی و جلال و نعمت و رحمت را فقط با این عکس ها می توانم نشان دهم   عکسی که زیباییش برای من کم نظیر است   و بنگرید به چند عکس همراه با صدای آب در ادامه ی مطلب کد آهنگ   اولین سبزی چیدن دخترم    درختان پربار سیب    اولین غروب خورشید ما   باز هم چیدن سبزی این بار از نوع تربچه    دخت...
31 تير 1391

یک بار دگر ماه خدا را دیدم

شب اول این ماه مبارک است و دستانم بی تاب نگاشتن نمی دانم چرا خواب به چشمانم نمی آید و این قدر بی قرارم چه عظمتی دارد این ساعات و ثانیه ها و من در تب و تاب جستجوی بهترین واژه ها برای توصیف این لحظات آرام نمی شوم و گیج مانده ام در برابر این همه شکوه و زیبایی ماه خدا، ماه برکت و رحمت و آمرزش...بهار قرآن.... خوانده اند تو را به ضیافت خدا و گردیده ای از اهل کرامت خدا بالاتر از این که نفس هایت ثواب تسبیح دارد؟ خواب تو عبادت، عمل هایت مقبول و دعاهایت مستجاب؟ خدای عالمیان! توفیق روزه داری و تلاوت قرآن ده. به گونه ای که روز روزه ام با روز افطارم یکی نباشد. روزه نگاه دارم گوش و چشم و مو و پوست و جمیع اعضای...
31 تير 1391