بازم اومدیم با عکسای مسافرتموووووووووووون
دیبر (دلبر)... دیدر (جیگر) مادرجونم: عزیزممممممم اشنتم (قشنگم) چند روزی نبودیم آخه سرما خورده بودم. تب، گلو درد و... مادر جون منو برد دکتر خانم دکتر شربت داد خوردم بهتر شدم اما... بعدش مادر جون مریض شد که به برکت این شب ها و مهربونی های بابایی الان خوب شده بفرمایید اینم از عکسای مسافرتمووووووووون اول رفتیم شمال ویلای کلاردشت خیلی جای خوشگلی بود جای همتون خالی هوا عالی بود منم همش بیرون بازی می کردم واااااااااای آب بازی...







