جیگر مادر و بابا

دفاع مقدس

گاهی گمان نمی کنی و می شود گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود...   از مناجاتهای شهید مصطفی چمران: ترا شکر می کنم که از پوچی ها، ناپایداری ها، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفان های خطرناک حوادث رها ننمودی و در غوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی… فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.   ...
3 مهر 1391

مامان جون و آقا جون

  بالاخره میزبان زائران حرم مطهر امام رئوف شدیم. مامان جون و آقا جون و دایی جون که چند روزی مشهد بودن، اومدن تهران و مهمون ما شدند و خاطرات زیبا و بی نظیری برامون به جا موند. کوثر خانوم حسابی شیرین زبون شده بود و تا می تونست ناز می کرد برای مامان جون و آقا جونی که خریدار دائمی و خستگی ناپذیر ناز کردانش بودن.     چه حیف که روزهای شاد و پرهیجان سریع از پی هم گذشتند. ولی چه خوب که عکسا هستن و می تونن بیانگر و یادآور زیبایی حضور آن مهربانان باشند، هرچند که دلتنگی ها به سرعت برمی گردند....   عکسا و خاطرات این چند روزه در ادامه ی مطلب... چند روزی د...
1 مهر 1391

تبریک به همه بخصوص دختران!

صدای شادی افلاکیان از کوچه پس کوچه‏ های مدینه به گوش می‏ رسد. از خانه ساده و با صفای امام کاظم علیه‏ السلام، نوری به آسمان برخاسته است. ستاره‏ ها نورانی‏ تر شده‏ اند و ماه، همچون خورشید می‏ درخشد. صدای گریه‏ ای سکوت آسمان‏ ها را شکسته، انتظار عاشقانه پدری را به پایان رسانده و لب‏ های پر از نور پیشوای هفتم را به لبخند زینت داده و بر امام مان، حضرت رضا علیه‏ السلام همدمی بخشیده، تا زینبی دیگر برای حسینی دیگر باشد. آری، مدینه از شمیم فاطمه معصومه علیه السلام معطر شده است. میلادش مبارک!     کادوی مادر و بابایی به کوثر جون در ادامه ی مطلب  ...
28 شهريور 1391

بوس کوچیکه

مائده جون دوسته کوثر جون مثه همه نی نی جونا جشن تولد دوست داره و ماهی یکبار براش جشن می گیرن و این ماه کوثرجون هم دعوت شده بود تولدت مبارک مائده جون!     دخترک ناناز طلاییه منم بعد از ماجرای سفرمون و جشن تولد آقامون صاحب الزمان (عج) هر روز با عروسکاش جشن می گیره و میگه الان تولده امام زمانه! اینم مهموناش که بعد از کلی پذیرایی کردن داره ازشون عکس می ندازه! با کنترل اسپیکر که میگه گوشیه جدید خودمه!   حالا دیگه برید به سراغ ادامه ی مطلب این وروجک بلایی مهارت خاصی در ریخت و پاش داره وقتی مشغول نظم دادن و مرتب کردن یه گوشه از خونه هستم اونم به یه چشم برهم...
20 شهريور 1391

اما خودمانی

  برای آغاز دوستی، یک سلام و یک لبخند و برای ادامه اش، یک عمر صداقت و محبت لازم است ...   دوستان میگن: چقد تند تند پست میذاری! ماشالله خیلی فعالی! چجوری فرصت می کنی این همه پست بذاری؟!؟ (یادم باشه اسفند دود کنم )   پاسخ : خب اینجوری شما هم تند تند سر میزنید آخه دلم براتون تنگ میشه و اینجوری زود زود می بینمتون! خوب نیست؟! البته عشق و علاقه، پشت هر کاری که باشه خودش انجام میشه و فرصت ها تند تند خودشونو نشون میدن. مهم اینه که بخوای تا بتونی، نوشتن رو هم خیلی دوست دارم و اینجا شده بهانه ای برای راضی کردن این حس درونی. البته نوشتنی که همراه با تنوع...
18 شهريور 1391

چقد خوشگل هم هست!

این پست در ادامه ی پست پایینیه روزایی که تهران به خاطر اجلاس سران تعطیل بود تا عکساشو انتخاب و آماده کردم، نی نی وبلاگ تعطیل شد! و اینا همون خاطرات جامونده از گذر ثانیه ها هستند. مرسی از نگاهتون   تکه کلام این روزهای نازگل خانم: "چقد خوشگل هم هست" هر چیز جدید و قابل توجهی از نظر ایشون زیباست. کاش همیشه زیبابین باشیم نه اینکه به دنبال زیبایی بگردیم!   کوثر خانم در باغ ویلا   ادامه عکسا + آهنگ انتخابی کوثرخانم در ادامه مطلب.... هیجان و شادی رفتن به یک سفر چند روزه!   کدو تنبل و یادآوری داستان پیرزن و کدوی قلقله زن!!! ...
15 شهريور 1391

همچنان هستیم...

سلام سلام تولد دوباره ی نی نی وبلاگ مبارک!!!! قوی شدنش مبارک!!!! وای من که دیگه داشتم دق می کردم. معتاد شدم رفته! این دنیای مجازی قسمتی از زندگی واقعی مون شده. دوستی ها و ارتباطات مون مجازیه اما اشک و لبخند و احساسات مون واقعیه.... راستشو بگین، شما هم هی اینجا رو چک می کردین؟؟؟!!!! روزی چندبار؟! دلم برای شما دوستان و حضورتون و نظرات خوشگل تون تنگ شده بود. خوشحالم که بازم می تونم ببینمتون و بنویسم. این هیجان نوشتن که دیگه داشت خفه م می کرد و همین امروز به کاغذ و قلم پناه برده بودم. فک کنم دیگه جو زدگی کافیه!   بری...
15 شهريور 1391