خرگوش من
اول اینو بگم که عکسای این پست به داستان این پست زیاد ربطی نداره فقط چون دوستشون داشتم گذاشتمشون این روزا دخترک همش مثه خرگوش می پره از روی دسته ی مبل می پره روی مبل از روی مبل می پره روی زمین از روی زمین می پره روی چهارپایه از روی چهارپایه می پره روی زمین و آخرین رکودش تا به امروز پریدن از روی کمر مادرجون بوده! چجوری؟ توضیح میدم الان! مادر جون نماز میخوند، همین که رفت سجده، دخترک به سرعت اومد و نشست روی کمر مادرجون به شعر خوندن بعدش ایستاد و شروع کرد به تشویق کردن و کف زدن برا خودش و بعد از اونجا...








